تحولات منطقه

۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۷
کد مطلب: ۱۱۱۲۴۴۴

توافق دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در معماری امنیتی خلیج فارس باشد؛ تغییری که در صورت عبور از صف‌بندی‌های جدید و حرکت به سمت مشارکت همه کشورهای منطقه، می‌تواند راه را برای شکل‌گیری نظمی باثبات‌تر هموار کند.

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

توافق دفاعی مکه را نمی‌توان صرفاً یک پیمان نظامی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان دانست؛ این توافق می‌تواند نشانه‌ای از تغییر تدریجی در معادلات امنیتی خاورمیانه و کاهش انحصار قدرت‌های فرامنطقه‌ای در تأمین امنیت باشد. با این حال، اگر این تحول به جای امنیت فراگیر، به صف‌بندی‌های جدید منجر شود، «سراب امنیت» همچنان بر خلیج فارس سایه خواهد انداخت.

خلیج فارس سرزمین پارادوکس‌هاست؛ یکی از ثروتمندترین مناطق جهان از نظر انرژی، اما همزمان یکی از ناامن‌ترین کانون‌های ژئوپلیتیکی. نفت و گاز، تجارت جهانی و تنگه هرمز، این پهنه را به قلب اقتصاد جهانی تبدیل کرده‌اند، اما در سوی دیگر، مردم منطقه دهه‌هاست هزینه رقابت قدرت‌ها، جنگ‌ها و حضور نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای را می‌پردازند.

پرسش اساسی امروز این است: آیا مدل امنیتی چند دهه گذشته همچنان کارآمد است؟

سال‌ها امنیت کشورهای عربی خلیج فارس عمدتاً در سایه حضور نظامی آمریکا و متحدان غربی آن تعریف می‌شد. پایگاه‌های نظامی، ناوگان‌های دریایی و پیمان‌های دفاعی قرار بود تضمین‌کننده ثبات باشند. با این حال، تحولات اخیر، به‌ویژه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و واکنش دفاعی جمهوری اسلامی ایران، نشان داد که این معماری امنیتی در برابر بحران‌های بزرگ و چندلایه آسیب‌پذیر است.

در چنین شرایطی، توافق دفاعی مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. پیام این توافق صرفاً افزایش همکاری نظامی نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه آن باشد که برخی کشورهای منطقه به این جمع‌بندی رسیده‌اند که برای تأمین امنیت خود نمی‌توانند تنها به یک قدرت خارجی تکیه کنند و باید به دنبال شرکای جدید و ظرفیت‌های متنوع امنیتی باشند.

از این منظر، توافق مکه می‌تواند نشانه‌ای از کاهش تدریجی انحصار آمریکا در معماری امنیتی خلیج فارس باشد؛ تحولی که از نظر تاریخی یادآور دوره‌ای است که بریتانیا در دهه ۱۹۶۰ تصمیم گرفت از «شرق سوئز» عقب‌نشینی کند و ترتیبات امنیتی منطقه وارد مرحله‌ای تازه شد. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است در سال‌های آینده شاهد کاهش تدریجی کارکرد پایگاه‌ها و حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس باشیم.

اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد: پایان انحصار یک قدرت خارجی الزاماً به معنای آغاز امنیت نیست. خلأ قدرت می‌تواند به جای همکاری، رقابت میان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را تشدید کند. اگر توافق‌های جدید صرفاً با هدف ایجاد موازنه علیه یک کشور دیگر شکل بگیرند، نتیجه ممکن است افزایش مسابقه تسلیحاتی، بی‌اعتمادی و شکل‌گیری صف‌بندی‌های تازه باشد.

در این میان، نمی‌توان جایگاه ایران را نادیده گرفت. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، جمعیت، منابع انرژی، ظرفیت‌های اقتصادی و قرار گرفتن در حاشیه تنگه هرمز، بخشی جدایی‌ناپذیر از معادله امنیت خلیج فارس است. امنیت منطقه را نمی‌توان با حذف ایران، علیه ایران یا بدون ایران طراحی کرد.

جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز ضرورت این واقع‌بینی را بیشتر کرده است. ایران آغازگر این درگیری نبود و اقدامات نظامی جمهوری اسلامی ایران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل و در چارچوب دفاع از حاکمیت و امنیت ملی صورت گرفت. با این حال، تجربه جنگ نشان داد که حتی در شرایط دفاع مشروع نیز ادامه چرخه تقابل نظامی می‌تواند هزینه‌های سنگینی بر همه کشورهای منطقه تحمیل کند.

از این رو، راهبرد ایران در مرحله جدید باید بر دو پایه همزمان استوار باشد: قدرت دفاعی و دیپلماسی فعال. حفظ توان بازدارندگی برای جلوگیری از تکرار تجاوز ضروری است؛ اما قدرت نظامی زمانی بیشترین اثرگذاری را خواهد داشت که در کنار آن، دیپلماسی بتواند نگرانی‌های همسایگان را مدیریت و از تبدیل آنها به ائتلاف‌های پایدار علیه ایران جلوگیری کند.

مدیریت تخاصم با آمریکا نیز به معنای فراموش کردن اختلافات یا نادیده گرفتن اقدامات خصمانه گذشته نیست؛ بلکه به معنای جلوگیری از تبدیل اختلافات راهبردی به جنگی دائمی و فرسایشی است. قدرت منطقه‌ای تنها با توانایی جنگیدن سنجیده نمی‌شود؛ توانایی جلوگیری از جنگ، کنترل بحران و تبدیل قدرت به دستاورد سیاسی نیز بخشی از قدرت است.

در این میان، تنگه هرمز جایگاهی استثنایی دارد. هرمز هم یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های وزن ژئوپلیتیک ایران است و هم شریان حیاتی اقتصاد جهانی. بنابراین، مدیریت هوشمند این آبراه باید به گونه‌ای باشد که ضمن حفظ حقوق و منافع ایران، از تبدیل آن به کانون دائمی بحران جلوگیری شود.

پیام ایران می‌تواند روشن باشد: امنیت انرژی و کشتیرانی در خلیج فارس بدون مشارکت ایران امکان‌پذیر نیست؛ اما امنیت پایدار هرمز نیز بدون مسئولیت‌پذیری و همکاری همه کشورهای ساحلی شکل نخواهد گرفت.

شاید حلقه گمشده امنیت منطقه همین‌جاست؛ نه کمبود سلاح، بلکه کمبود اعتماد.

کشورهای ساحلی خلیج فارس، از ایران و عراق تا عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان، با وجود اختلافات سیاسی، در بسیاری از منافع اساسی مشترک‌اند. امنیت کشتیرانی، انرژی، تجارت، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و مقابله با تهدیدهای مشترک، موضوعاتی نیستند که یک کشور بتواند به‌تنهایی درباره آنها تصمیم بگیرد.

ایجاد یک سازوکار امنیتی فراگیر منطقه‌ای می‌تواند راهی برای خروج از این دور باطل باشد؛ سازوکاری که در آن هیچ کشوری حذف نشود و امنیت یک کشور به بهای ناامنی کشور دیگر تأمین نگردد.

در نهایت، واقعیت را باید از زاویه زندگی مردم دید. جوان ایرانی که نگران آینده اقتصادی خود است، خانواده عربستانی که امنیت شهر و تأسیسات کشورش را می‌خواهد، کارگر پاکستانی که از افزایش هزینه انرژی آسیب می‌بیند و تاجر ترکیه‌ای که به مسیرهای امن تجاری نیاز دارد، هیچ‌کدام خواهان مسابقه تسلیحاتی نیستند. آنها امنیت را در آرامش خانه، ثبات اقتصاد، امکان کار و آینده فرزندانشان می‌جویند.

امنیت عربستان بدون امنیت خلیج فارس پایدار نیست و امنیت خلیج فارس نیز بدون امنیت ایران پایدار نخواهد بود.

از این منظر، توافق مکه می‌تواند یک هشدار و در عین حال یک فرصت باشد؛ هشداری درباره ناکارآمدی تکیه انحصاری بر قدرت‌های خارجی و فرصتی برای بازاندیشی در معماری امنیتی منطقه.

اگر این توافق و ترتیبات مشابه به شکل‌گیری بلوک‌های رقیب منجر شوند، بحران امنیتی خلیج فارس پیچیده‌تر خواهد شد. اما اگر از آنها برای گشودن مسیر گفت‌وگو و ساختن یک نظام امنیتی فراگیر استفاده شود، می‌توانند بخشی از راه‌حل باشند.

خلیج فارس بیش از آنکه به دیوارهای امنیتی جدید نیاز داشته باشد، به پل‌های اعتماد نیاز دارد. آینده این منطقه نه در تعداد جنگنده‌ها و پایگاه‌ها، بلکه در توانایی کشورهای آن برای ساختن نظمی تعیین خواهد شد که در آن ایران، کشورهای عربی و دیگر بازیگران منطقه‌ای، به جای جست‌وجوی امنیت در ناامنی دیگری، امنیت را با یکدیگر بسازند.

راه عبور از «سراب امنیت»، حرکت به سوی امنیت فراگیر منطقه‌ای است؛ نظمی که در آن قدرت ایران نه فقط ابزاری برای بازدارندگی، بلکه سرمایه‌ای برای صلح، ثبات و توسعه خلیج فارس باشد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha